موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان عاشقانه جملات عاشقانه ی من تقدیم به یگانه عشق زندگیم
هم ترانه! ياد من باش! بی بهانه ياد من باش وقت بيداريِ مهتاب عاشقانه ياد من باش! اگه باشی با نگاهت، ميشه از حادثه رد شد! ميشه تو آتيش عشقت، گُر گرفتنُ بلد شد! اگه دوری، اگه نيستی، نفس فرياد من باش! تا ابد، تا تهِ دنيا، تا هميشه ياد من باش! چهار شنبه 27 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 6:15 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
همه میدونن گل که از شاخه جدا بشه پژمرده میشه کودکی که مادرشو توی بازار گم میکنه از ته دل شیون میکنه ومادرشو میخواد این در و اون در میزنه ،از همه کمک میخواد. فقری که ریشه محبت یه خونواده رو بیحس و بیحال کرده،چارش چیه؟؟؟ دلی که میسوزه از داغ عزیزش اشک میریزه و فریاد میکشه: عزیزم کجایی ؟چرا رفتی و منو تنها گذاشتی؟ غصه ها تمومی نداره.هر دردی که به قلب انسان حمله میکنه اشک میباره و میباره. همه دلشون به عشقی گرمه که یه روزی پر رنگ بود، یه روزی آرومشون میکرد یه روزی نمی گذاشت بغضی تو گلوشون بمونه و شب آروم میخوابیدن. عشق و احساس آدمو رنگی میکرد.لباسش عوض میشد رنگ موهاش تغییر میکردطرز صحبت کردنش یه جور دیگه میشد خلاصه همه میفهمیدن عاشق شده ودیگه خودش نیست کلا یه آدم دیگست. منم یه روزی عاشق بودم الانم هستم ولی یه رنگ دیگست عشقم. قبلا عشق برام حکم پرستش داشت الان فقط زندگیه.گاهی اصلا خوش نمیگذره. همش شده تکرار تکرار روزمرگیها.باید دلمو یه تکونی بدم. تا باز دوباره رنگ مستی زندگیمو پر کنه.من عاشق مستیم ،شور و حرارت در من موج میزنه. اگه دوباره به ریشه ها آب بدیم شاید سبز شدن و گل دادن. به این امید حس شما چیه ؟عشق چقدرش خوبه ؟تا کجا؟
چهار شنبه 27 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 5:58 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده… دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده… دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است… دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است… دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است… دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است… دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است… دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست… دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند… دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است…
جمعه 22 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 8:22 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
شعر به مناسبت روز مادر *** خاک را پرسیدم :
**** **** **** **** **** جمعه 22 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 8:5 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
تقدیم به کسی که در کنارم نیست اما حس بودنش به من شوق زیستن میدهد...
پنج شنبه 21 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 10:37 قبل از ظهر :: نويسنده : محمد
دل شکسته یعنی من، یعنی خون دل خوردن
توی پیچ و خم جاده ، از غم و درد کم آوردن
به کی بگم خدایا ، چرا تنهام گذاشتی
به اشک من بخندن، تو که هوامو داشتی
به این دل شکسته، رحمی بکن نگارم
می خوام که تا خود صبح گریه کنم ببارم
نمی شنوی صدامو؟ دلم شکسته ببین!
می بینی و می گذری، میگی خوب میشی همین!
کم آردم، بریدم، به آخر خط رسیدم
دلم شکست هزاربار، یه بار دوا ندیدم
دلم شکست، خدا هم، جوابمو نمیده
صداش زدم بی شمار، خوب میدونم شنیده پنج شنبه 21 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 8:11 قبل از ظهر :: نويسنده : محمد
مطمعن باش برو ضربه ات کاری بود دل من سخت شکست.... دو شنبه 18 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 7:26 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
چقدر دوست داشتم یک نفر از من میپرسید
چرا نگاه هایت انقدر غمگین است؟
چرا لبخندهایت انقدر تلخ و بی رنگ است؟
اما افسوس که هیچکس نبود...
همیشه من بودم و من و تنهایی...پر از خاطره دو شنبه 18 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 7:24 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
دوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
یک شنبه 17 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 5:8 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
دفتر عشـــق که بسته شـد
دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم یک شنبه 17 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 5:1 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
یک شنبه 17 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 4:59 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
دلم گرفته
دلم گرفته از این شبهای تنهایی از این روزهای تاریک و غمناک و بارانی دلم گرفته از این قابهای خالی بر دیوار از این گلهای خشکیده و خاطرات یک دیدار دلم گرفته ازاین مردمان پر دروغ و فریب از این حرفهای تلخ و این روزگار غریب دلم گرفته از این شعرها و عاشقانه گفتن ها از این عطرها و به یادت شکفتن ها دلم گرفته از هر چه هست و نیست در دنیا از زمین و آسمان و تمام آدم ها.... یک شنبه 17 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 4:57 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
كاش امشب عاشقی هم پا می گرفت
یک شنبه 17 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 4:56 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
![]() امروز دلم دوباره شکست…. از همان جاي قبلي…! کاش مي شد آخر اسمت نقطه گذاشت تا ديگر شروع نشوي…. کاش مي شد فرياد بزنم… پايان! دلم خيلي گرفته….! جمعه 15 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 6:4 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
گاه دلتنگ میشوم دلتنگتر از همه دلتنگيها گوشه ای مینشینم و میشمارم حسرتها را
و محاکمه میکنم وجدانم را من کدام قلب را شکستم و کدام احساس را له کردم
و کدام خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدم........... جمعه 15 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 6:3 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
به دنیا گفتم: دنبال کسی می گردم که وقتی برای دوری از ان گریه می کنم ارزش اشک هام رو بدونه دنبال کسی می گردم که وقتی میگه من تا اخرش هستم بعداز یه مدت به اسونی نگه حاضرم هر چی بینمون بوده رو فراموش کنم دنبال کسی می گردم که وقتی تمام پاکیم رو به پای اون می ذارم قدر پاکیم رو بدونه دنبال کسی می گردم که حتی لحظه ای به پاکیم شک نکنه دنبال کسی میگردم که برای حرفام ارزش قائل باشه... دنبال کسی میگردم که منو همین جوری دوست داشته باشه.... دنبال کسی میگردم که حاضر باشه بجای من ببینه... دنبال کسی هستم که حاضر باشه منو با بد ترین شرایط هم که باشم به همه دنیا نشون بده بگه این دنیایه منه... دنبال کسی میگردم...... در این لحظه دنیا سرش رو پایین انداخت و گفت: تو همچین کسی رو نمی تونی پیدا کنی.... بعداز شنیدن جواب دنیا تصمیم گرفتم برای هیچ کس اشک نریزم٬به حرف هیچ کس اعتمادنکنم ٬ پاکیم رو به پای هیچ کس نذارم و اینطوری بود که من تغییر کردم جمعه 15 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 6:0 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
جمعه 15 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 5:53 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟ نظر یادتون نره .. جمعه 15 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 12:39 قبل از ظهر :: نويسنده : محمد
براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس
دلبری٬ با دلبری دل از کفم دزدید و رفت جمعه 15 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 12:20 قبل از ظهر :: نويسنده : محمد
![]() خـسـتـه تـر از آنـم
کـه لـیـوانـی چـای آرامـَم کـنـد آغـوش ِ گـرم ِ تـو را مـیخـواهـم در جـنـگـلـی نـاشـنـاس وقـتـی کـه آسـمـان از لابـه لای شـاخـه هـا سـرک مـیکـشـد . . . پنج شنبه 14 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 7:36 قبل از ظهر :: نويسنده : محمد
خداحافظ گل لادن ، تموم عاشقا باختن ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند یکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوند تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم از این فصل سکوت و شب غم بارونو بردارم نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی تو که بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی تو این رویای سر دم گم .خداحافظ گل گندم تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم خداحافظ گل پونه . که بارونی نمی تونی طلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه خداحافظ …..! خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا
پنج شنبه 14 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 7:29 قبل از ظهر :: نويسنده : محمد
نامت را ار آتش آموختم ولطافت روحت را از آب سرشار تر از زلال! در منطق کدام فلسفه آتش وآب بهم آمیخته اند وقتی که گل شکوفه میزند چهره ات به آتش می ماند و جانت را عبور نرم آب در ترنم است! نه از فلسفه کلامی می دانم و نه منطق می گنجد در کلام من بی استدلال دوستت دارم پنج شنبه 14 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 7:26 قبل از ظهر :: نويسنده : محمد
دل، دل، دل دیوونه کی قدر تورو میدونه؟ عشق نیست… حال تو ویرونه سه شنبه 12 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 9:19 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
تیک تیک ساعت دوباره عشق و به یادم می یاره سه شنبه 12 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 8:46 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() دیدمش از دور که می رفت اشک سردی تو چشاش بود اون نمی خواست بره اما... زنجیر اجبار باهاش بود می شنیدم هق هقش رو که می گفت تا فردا بدرود لحظه هایی تلخ بود، اما... دل من منتظرش بود به سلامت ای همه کس می دونم که برمی گردی می دونم دلت همین جاست از دلم سفر نکردی... خیلی زود رفت لب جاده اما من اونو میدیدم خداحافظ گفتنش رو خیلی روشن می شنیدم چند قدم مونده به بودن ذره ای نزدیک تر از من سر وعدمون نشستن بغض سردم نعره می زد خداحافظ عشق رویا می مونم تا برگردی روی نیمکت لب دریا سه شنبه 12 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 8:45 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
'' یـک روز خـاص* ... روز من و تو '' شــوالیه ی اردیبـهشتی مـن تـولـد واقعـی ما،همان روزی بود کــه بـه هـم دل بـا ختـیـم. تو به دنیا امده ای که دوستــم بداری عاشقانه ... و من آمده ام که دوســتت بدارم ...عاشقانه تر ... هدیه ات دارد درون سینه ام می کوبد ،و می زند به قفسه سینه ام ... که بگویــد...تا آخرین نفسـم " می خواهمــت " ... در روزتولدت... با تـمـام دلـتــنگـی هـا و بی قـراری هــایـم مرا در آغــوشـت بگیر... تا سرم را پنـهان کنم . در گودی گلویـت... و تمام ریـه ام را از عطر سینه ات پر کنم...! بپیــچان دست های گرم و مردانـه ات را به دورانـدامم ... بـــیا و با جاذبهء عشـق حریمی شـو برای آرزوهایمـان .. تـــولد و سالـــروز آشنــاییمان مبـــارک ...
پ ن ! وقتی که دیشب صدایت را شنیدم که به من گفتی" عزیزم با تو کاملم " آ ه ه ه .... دلم ذوب شد عشقم... ******** سه شنبه 12 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 8:13 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه.اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی ! تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد! تنهایی،چشم براه بودن،غم،غصه،نا امیدی،شکنجه روحی،دلتنگی،صبوری،اشک بیصدا، هق هق شبونه،افسردگی،پشیمونی،بی خبری و دلواپسی و .... ! برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد !!! متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم سه شنبه 12 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 8:7 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد
![]() ![]() |